سيد جعفر سجادى

1644

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

لَقْى - در اصطلاح حديث گرفتن حديث است از مشايخ . ( از كشاف 1311 ) . لَقيط - ( اصطلاح فقهى ) طفل سر راهى ، رجوع به لقطه شود لَم و لَمّا - از حروف جازمهء فعل مضارع است و نفى ماضى مىكند مانند لم يكن « لما » مقترن باداة شرط نشود و « ان لم » يفعل گفته مىشود و منفى لما مستمر است تا حال بر خلاف لم و منفى لما متوقع است ثبوت آن بخلاف منفى لم مانند « بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذابِ » كه وقوع آنها متوقع است « وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ » معناى ديگر لما در ماضى آيد و دو جمله را اقتضا كند كه جمله دوم موجود شود در موقع وجود جملهء اول مانند « لما جاءني اكرمته » بدين جهت گويند حرف وجود است براى وجود و گفته شده است كه اين نوع لما ظرف است و بمعنى حين است و مانند « فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ » و « فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ وَ جاءَتْهُ الْبُشْرى يُجادِلُنا » معنى ديگر لما حرف استثناء است و داخل بر جملهء اسميه شود مانند « إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ » ( از مغنى ص 146 ) لِمَ - ( اصطلاح فلسفى ) كلمهء « لم » از نظر لغوى يعنى براى چه و طلب سؤال از علت و سبب حكم بواسطهء « لم » يعنى حكم و واسطهء در آن خواسته مىشود و آن بر دو قسم است يكى واسطهء در ثبوت و ديگرى واسطهء در اثبات ، قسم اول مانند « لم كان العالم حادثا » و قسم دوم مانند : « لم كان المغناطيس يجذب الحديد » كه در سؤال اول علت حدوث عالم خواسته مىشود از نظر واسطهء در ثبوت حكم و از سؤال دوم علت ذاتيات و خواص و آثار آن خواسته مىشود و بالجمله در سؤال اول اصل حكم و در سؤال دوم علت آثار حكم خواسته مىشود . ( شرح منظومهء لآلى ص 31 - اسفار ج 2 ص 70 - شفا ج 1 ص 33 ) . لَمْس - ( اصطلاح فلسفى ) لمس قوه‌ايست پراكنده در پوست بدن ، اين قوت سارى در تمام اجزاء و پوست بدن حيوانست كه بواسطهء آن قوت انواع حالات و كيفيات ملموسه مانند حرارت ، برودت زبرى ، نرمى ، خفت ، ثقل و غيره ادراك مىشود . محققان فلاسفه گفته‌اند : قوت لامسه خود منحل به چهار قوت مىشود كه عبارت‌اند از : 1 - قوت حاكم و مميز در تضاد بين حرارت و برودت 2 - قوت حاكم در تضاد بين رطب و يابس 3 - حاكم در تضاد بين سخت و نرم . 4 - حاكم در تضاد بين خشن و املس . اهميت اين قوت در زندگى حيوانى از ساير قوى زيادتر است . ( از شفا ج 1 ص 299 - اسفار ج 3 ص 101 - ج 4 ص 12 ، 39 ) . لَمَّه - ( اصطلاح عرفانى ) و عبارت از القاى ملك است و الهام و لمه ملك در طرف اعلاى صورت است كه جهت توجه به علت است رجوع بفرهنگ مصطلحات عرفا شود . لن - ( اصطلاح ادبى ) كلمهء لن در